تبليغاتX
آغازی بر یک پایان - آنم آرزوست...

آغازی بر یک پایان

یاداشت های روزانه

آنم آرزوست...

 

 

فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ

پس ساحران به سجده افتادند...

 

این نقطه اوج داستان ساحران را دوست دارم. به سجده افتادن باید حالت غریبی باشد. چیزی ورای سجده کردن. در سجده کردن انسان مختار است و تصمیم می گیرد اما به سجده افتادن یعنی زیر بار عظمتی یا حقیقتی قلبت چنان فروبریزد و خرد شود که دیگر نتوانی روی پاهایت بایستی.

و ساحران به سجده افتادند...

قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ

رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ

نمی دانم خدا در آن لحظه با قلب ساحران چه کرده. آیا به خاطر شناختشان از سحر بود که تبدیل عصا به ماری عظیم الجثه چنان منقلبشان کرد؟ آیا از میان مردمی که شاهد بودند تنها آنان حقیقت و عظمت این تبدیل را دریافت کردند یا دل هایشان پذیرای حق بود و مردمی برگزیده بودند. آن همه ایمان و یقین به یکباره چگونه بر قلب ساحران نازل شد که رضا و بخشش خدا را بی درنگ بر سخت ترین شکنجه ها را برگزیدند.

 

قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ

 إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ

 

قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ . إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ

گفتند باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مى‏آوريم. ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد [چرا] كه نخستين ايمان‏آورندگان بوديم

سوره مبارکه شعرا آیات ۴۶ تا ۵۱

و سوره مبارکه اعراف ۱۲۰ تا ۱۲۶

 

*

 

سایت پارس قرآن یک امکان جدید گذاشته.  آیاتی که جستجو می کنید را با صوتی دلنشین می توانید در همان صفحه بشنوید. 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 14:40  توسط   |